ابو القاسم راز شيرازى
387
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خلق كه ابعد از اويند چگونه سالم خواهند بود از شرّ او ؛ يعنى واجب آنست كه اوّل در سلامتى عقل و قلب بكوشد كه اقرب به انسانند و سلامتى آنها باعث سلامتى ديگران و ساير اعضاست از انسان كه : « انّ فى جسد ابن آدم لمضغة اذا صلحت صلح امر ساير الجسد و اذا فسدت فسد امر ساير الجسد » « 12 » . و كسى كه وضع نكند سلام را در مواضع خود كه ذكر شد پس سلامتى نيست او را و قبول اسلام نكرده ، او را مسلمان واقعى نگويند ؛ زيرا كه محقّق شد كه اوّل مراتب اسلام آنست كه : المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه و اين شخص كاذب است در اقرار به سلام اگرچه افشاء و اظهار سلام در ميان خلق نمايد ؛ زيرا كه سلام بفعل است نه بقول ، فعلش مكذّب قول اوست . بعد از اين حضرت ، اظهار فقر و ضعف و ابتلا و عجز خلق را مىفرمايد كه خلق
--> ( 12 ) - همانا كه در بدن آدمى پاره گوشتى است كه چون پاكيزه شود كار جسد به اصلاح گرايد و چون فاسد شود كار جسد تباهى پذيرد : اين حديث دنبالهاى دارد و آن اينست : الا و هى القلب ؛ يعنى آگاه باشيد كه آن پاره گوشت دل آدمى است كه در جوف او قرار دارد . امّا مىبايد دانست كه اگرچه در اين حديث صورت ظاهر قلب مورد سخن است امّا در واقع و حقيقت ، مقصود آن حقيقتى است كه ميانهء عالم ارواح و عقول مجرّده و عالم اجسام قرار دارد و محلّ تعلّق آن به بدن اين عضلهء صنوبرى است كه از عالم ارواح كسب نور و صفا و حقايق مىكند و از عالم اجسام به ظلمت و تيرگى و شقاوت و پليدى آلوده مىگردد و پيوسته در معرض تأثير پذيرفتن از اين دو ناحيه است ، و قلب گفتن آن نيز باعتبار تقلّبات و دگرگونيهاى دائمى اوست و سعادت و شقاوت نهائى آدمى نيز بسته به اين تقلّبات است ، و در « قرآن كريم » نيز در بيش از يكصد و سى آيه مورد سخن است ؛ اينك بذكر دو آيه كه يكى حكايت از سعادت و ديگرى شقاوت صاحبان اين دو گونه دل دارد مىپردازد : 1 . يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ : روزى كه نه مال و نه اولاد ، آدمى را سودمند نيفتد جز آنكس كه با دلى سالم از هر صفت نكوهيده خداى را ديدار كند : سورهء 26 آيهء 88 89 2 . فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ : پس واى بر آنان كه دلهاى سنگين ايشان از ياد خدا غافل است : سورهء 39 قسمتى از آيهء 22